تبلیغات چی

تبلیغات = موفقیت در سیاست ، تجارت و رقابت

تبلیغات چی

تبلیغات = موفقیت در سیاست ، تجارت و رقابت

بازاریابی چیست؟

بازاریابی ‌یعنی ‌همگراسازی ‌همه ‌فعالیت‌های ‌شرکت ‌در ‌مسیر‎ ‎‏‌فروش ‌بیشتر.

در ‌واقع ‌مهم ‌نیست ‌که ‌بازاریابی ‌را ‌چه ‌تعریف ‌کنیم. ‌مهم ‌این ‌است ‌که‎ ‎‏‌بدانیم ‌نمی‌‌شود ‌در ‏‏‌دنیای ‌مدرن ‌امروز ‌بدون ‌بازاریابی ‌به ‌فعالیت ‌اقتصادی‎ ‎‏‌ادامه ‌داد ‌و ‌باز ‌مهم‌تر ‌این‌که: ‌بازاریابی ‏‏‌همان ‌تبلیغات ‌نیست! ‌بازاریابی‎ ‎‏‌ارایه ‌محصول یا خدمت ‌مناسب ‌در ‌بازار ‌مناسب ‌با ‌قیمت ‏‏‌مناسب ‌است. ضمن‎ ‎‏‌این‌که ‌اقدامات ‌تبلیغاتی ‌کوتاه ‌مدت ‌را ‌نباید ‌با ‌بازاریابی ‌اشتباه ‌گرفت،‎ ‎‏‌در ‏‏‌بازاریابی ‌باید ‌از ‌مفاهیم ‌، ‌تعاریف ‌روشن ‌داشت ‌و ‌به ‌زمین ‌و ‌زمان‎ ‎‏‌به‌صورت ‌بلندمدت ‌نگریست.

آن‌چه ‌در ‌این ‌مقاله ‌می‌‌خوانید ‌محصول ‌مطالعه ‌یک ‌کتابچه ‌در ‌زمینه‎ ‎‏‌بازاریابی ‌است ‌که ‌رئوس ‏‏‌مهم ‌آن ‌را ‌برایتان ‌آورده‌ام. ‌این ‌کتابچه ‌از‎ ‎‏‌انتشارات ‌اکسپرسیس ‌وربیس ‌است.

بازاریابی ‌به ‌همه ‌کسب ‌و ‌کارها ‌مربوط ‌می‌‌شود. ‌اما ‌هنوز ‌به ‌درستی‎ ‎‏‌شناخته ‌شده ‌نیست ‌و ‏‏‌اغلب ‌با ‌تبلیغات ‌و ‌فروش ‌اشتباه ‌می‌‌شود.

بازاریابی ‌چیست؟

بازاریابی ‌بحثی ‌درباره‎ ‎‏‌مشتریان ‌و ‌بازار ‌است. ‌یک ‌شرکت ‌برای ‌آن‌که ‌موفق ‌باشد ‌باید ‌اهداف ‏‏‌خود‎ ‎‏‌را ‌بر ‌روی ‌آرزوهای ‌مشتری ‌و ‌الزامات ‌بازار ‌تنظیم ‌کند. ‌بنابراین‎ ‎‏‌بازاریابی ‌از ‌این ‌منظر ‌یک ‏‏‌ابزار ‌مدیریت ‌است. بازاریابی ‌آمیزه‌ای ‌از‎ ‎‏‌محصولات ‌نوآورانه، ‌ارزیابی ‌آرا، ‌حضور ‌بروشوری، ‏‏‌حضور ‌اینترنتی، ‌داشتن‎ ‎‏‌مجلات ‌مخصوص ‌مشتریان، ‌داشتن ‌برنامه‌های ‌خبری ‌و ‌قیمت‌های ‏‏‌منطقی ‌است.

برای ‌معرفی ‌مناسب ‌یک ‌شرکت ‌لازم ‌است ‌اهداف، ‌محصولات، ‌نگرش‌ها ‌و‎ ‎‏‌کنش‌های ‌همه ‏‏‌بخش‌های ‌شرکت ‌در ‌هماهنگی ‌با ‌یکدیگر ‌باشند. ‌تازه ‌وقتی ‌همه‎ ‎‏‌این‌ها ‌فراهم ‌بود، ‌مدام ‌باید ‏‏‌در ‌صحنه ‌حضور ‌داشت. ‌در ‌ضمن ‌یادتان ‌باشد‎ ‎‏‌انتشار ‌کافی ‌نیست. ‌شرایط ‌مدام ‌در ‌حال ‌تغییر ‏‏‌است ‌و ‌نمی‌‌توان ‌صرفا ‌به‎ ‎‏‌اشتهار ‌شرکت ‌تکیه ‌کرد. ‌آن‌چه ‌بسیار ‌مهم ‌است ‌درک ‌این ‌نکته ‏‏‌است: ‌مفاهیم‎ ‎‏‌جامع‎ ‎

اما ‌این ‌مفاهیم ‌جامع ‌چیست؟ ‌شرکت‌ها ‌به ‌مفاهیم ‌و ‌استراتژی‌هایی ‌نیاز‎ ‎‏‌دارند ‌که ‌نقاط ‏‏‌تمایز ‌آن‌ها ‌با ‌دیگران ‌را ‌نشان ‌دهد.

وقتی ‌شرکتی ‌حضور ‌خود ‌را ‌در ‌بازار ‌برپایه ‌یک ‌مفهوم ‌ارتباطی ‌همگرا ‌بنا‎ ‎‏‌کند ‌خودش ‌را ‌در ‏‏‌رقابت‌ها ‌بیمه ‌کرده ‌است ‌و ‌مفهوم ‌ارتباطی ‌همگرا ‌هم‎ ‎‏‌چیزی ‌نیست ‌جز ‌داشتن ‌یک ‌استراتژی ‏‏‌که ‌تمام ‌اهداف، ‌محصولات، ‌نگرش‌ها ‌و‎ ‎‏‌کنش‌های ‌شرکت ‌را ‌همسو ‌ساخته ‌و ‌در ‌جهت ‏‏‌آرزوهای ‌مشتری ‌به‌کار گیرد.

تعیین ‌اهداف‌‏

اهداف ‌شرکت ‌را ‌می‌‌توان ‌از‎ ‎‏‌طریق ‌سه ‌پرسش ‌استخراج ‌کرد.

چقدر ‌می‌‌خواهید ‌به‌دست ‌آورید؟

چقدر ‌باید ‌به‌دست ‌آورید؟

چقدر‎ ‎‏‌می‌‌توان ‌به‌دست ‌آورد؟

پرسش ‌اول ‌(چقدر ‌می‌‌خواهید ‌به‌دست ‌آورید؟) ‌در ‌واقع ‌پرسشی ‌است ‌که‎ ‎‏‌ملاحظات ‏‏‌استراتژیک ‌و ‌برنامه‌ریزی ‌شرکت ‌را ‌هدف ‌می‌‌گیرد ‌و ‌در ‌اصل ‌همان‎ ‎‏‌تعهدات ‌کارکنان ‌و ‌مدیریت ‏‏‌شرکت ‌است ‌که ‌چقدر ‌می‌‌خواهند.

اما ‌پرسش ‌دوم ‌(چقدر ‌باید ‌به‌دست ‌آورید) ‌تعیین ‌میزان ‌فروش ‌و ‌سود‎ ‎‏‌حاشیه ‌مورد ‌نظر ‌است ‏‏‌و ‌قیمت‌گذاری ‌را ‌هم ‌در ‌برمی‌گیرد. ‌و ‌اما ‌پرسش ‌سوم (چقدر ‌می‌‌توان ‌به‌دست ‌آورد!) ‌به ‏‏‌مواردی ‌مثل ‌پتانسیل ‌شرکت ‌و ‌نیازهای‎ ‎‏‌بازار ‌مربوط ‌می‌‌شود.

روشن ‌بودن ‌و ‌قابل ‌اندازه‌گیری ‌بودن‎ ‎‏‌اهداف‌‏

‏‌اهداف ‌شرکت ‌تا ‌روشن ‌و ‌قابل ‌اندازه‌گیری ‌نباشند ‌و ‌نیز‎ ‎‏‌واقع‌گرایانه ‌و ‌قابل ‌دستیابی ‌نباشند، ‏‏‌دست ‌نیافتنی ‌خواهند ‌ماند. پس ‌در‎ ‎‏‌هنگام ‌تعیین ‌اهداف ‌باید ‌مسوولیت‌ها ‌را ‌هم ‌مشخص ‏‏‌ساخت، ‌یعنی ‌مشخص ‌ساخت‎ ‎‏‌که ‌چه ‌کسی ‌چه ‌وقت ‌چه ‌کاری ‌باید ‌انجام ‌دهد. در ‌عین ‏‏‌حال ‌برای ‌پرهیز ‌از‎ ‎‏‌کشمکش ‌و ‌تضاد ‌باید ‌کاری ‌کرد ‌که ‌اهداف ‌دچار ‌تناقض ‌نباشند. ‌اهداف ‏‏‌باید‎ ‎‏‌دارای ‌اعتبار ‌و ‌قابلیت‌ ‌اندازه‌گیری ‌باشند.

اهداف ‌عمومی ‌بازاریابی 

‎ ‎‏‌اهداف ‌عمومی‎ ‎‏‌بازاریابی ‌عبارتند ‌از: 

- ‏‌بهبود ‌موقعیت ‌شرکت ‌در ‌بازار

- ‏‌افزایش‎ ‎‏‌رضایت ‌مشتری 

- ‏‌تقویت ‌چهره ‌شرکت 

- ‏‌ارتقای ‌سابقه ‌شرکت‎ ‎

نقش ‌پایه‌ای ‌اطلاعات‌‏

‎ ‎‏‌ثبت ‌پیوسته ‌واکنش‌های‎ ‎‏‌مشتریان ‌(پس ‌فرمت‌ها) ‌و ‌بررسی ‌پیوسته ‌آن‌ها ‌و ‌نیز ‌آن‌چه ‏‏‌مشتریان ‌در‎ ‎‏‌ارتباط ‌با ‌بخش ‌فروش ‌شرکت ‌مطرح ‌کرده‌اند ‌یک ‌کار ‌کاملا ‌ضروری ‌است. ‌این‎ ‎‏‌اطلاعات ‌باید ‌توسط ‌نرم‌افزارهای ‌مناسب، ‌ثبت ‌و ‌به‌هنگام ‌شود.

شرایط ‌فعلی ‌و ‌شرایط ‌هدف 

‏‌شرایط ‌فعلی‌‏ (The status quo) ‏‌و ‌شرایط ‌هدف  (Target situation) دو ‌مفهوم ‌مهم  هستند.

شرایط ‌فعلی ‌شامل ‌این ‌موارد ‌می‌‌شود:

- ‏‌شرکت ‌در ‌چه ‌بازاری ‌فعال‎ ‎‏‌است؟

- ‏‌موضع ‌کنونی ‌بازار ‌چیست؟

- ‏‌چشم‌انداز ‌سیاسی، ‌اکولوژیک ‌و‎ ‎‏‌اجتماعی ‌بازار ‌از ‌چه ‌قرار ‌است؟

- ‏‌چه ‌خدماتی ‌ارایه ‌می‌‌شود؟

- ‏‌رقبای ‌اصلی ‌چه ‌کسانی ‌هستند؟

- ‏‌این ‌رقبا ‌از ‌چه ‌استراتژی‌هایی ‌استفاده‎ ‎‏‌می‌‌کنند؟

شرایط ‌هدف 

فلسفه ‌هر ‌شرکت ‌بازتاباننده‎ ‎‏‌شرایط ‌هدف ‌است.

- ‏‌هدف ‌شرکت 

- ‏‌مزیت‌هایی ‌که ‌به ‌مشتریان‎ ‎‏‌می‌‌دهد

- ‏‌مسوولیت ‌سیاسی ‌و ‌اجتماعی ‌شرکت 

- ‏‌ارزش‌های ‌مشترک 

- ‏‌فرهنگ ‌شرکت‎ ‎

آمیزه ‌موفق ‌بازاریابی 

اما ‌وقتی ‌از ‌نیازهای‎ ‎‏‌بازار ‌خبر ‌داشته ‌باشیم ‌و ‌شرایط ‌رقبا ‌را ‌هم ‌بدانیم ‌و ‌به ‌عبارت ‌دیگر‎ ‎‏‌هم ‏‏‌از ‌وضع ‌موجود ‌و ‌هم ‌از ‌شرایط ‌هدف ‌مطلع ‌باشیم ‌باید ‌به ‌ابزارهای‎ ‎‏‌رسیدن ‌به ‌اهداف ‌فکر ‏‏‌کنیم. ‌معمولا ‌در ‌جعبه ‌ابزار ‌شکل‌دهی ‌به ‌اقدامات‎ ‎‏‌بازاریابی ‌چهار ‌عرصه ‌متمایز ‌به ‌چشم‌ ‏می‌‌خورد: ‌سیاست ‌محصولات ‌و ‌خدمات: ‏‌شرکت‌ ‌کدام ‌محصولات ‌را ‌می‌‌خواهد ‌به ‌طرز ‏‏‌سودآوری ‌بفروشد ‌و ‌چه ‌خدماتی‎ ‎‏‌می‌‌تواند ‌آن ‌را ‌تامین ‌کند؟

سیاست ‌توزیع: ‏‌اجرای ‌سفارش‌های ‌مشتریان ‌و ‌گرفتن ‌سفارش‌های ‌هر ‌چه ‌ بیشتر‏

سیاست ‌ارتباطی: ‏‌بازار ‌از ‌محصولات ‌و ‌خدمات ‌شرکت ‌چه‎ ‎‏‌درسی ‌می‌‌گیرد؟ ‌چه ‌چیزهایی ‏‏‌می‌‌تواند ‌به ‌افزایش ‌فروش ‌منجر ‌شود؟

قیمت‌ها ‌و ‌قراردادها: ‏‌چه ‌نوع ‌قیمت‌هایی ‌می‌‌تواند ‌به‎ ‎‏‌افزایش ‌سفارشات ‌منجر ‌شود. ‌چطور ‏‏‌می‌‌شود ‌مشتریان ‌را ‌به ‌پرداخت ‌بیشتر‎ ‎‏‌برای ‌کیفیت ‌بهتر ‌ترغیب ‌کرد؟

ایجاد ‌تمایز 

ایجاد ‌تمایز ‌مقوله ‌بسیار ‌مهمی‎ ‎‏‌است. ‌مشاوره ‌در ‌این ‌زمینه ‌می‌‌تواند ‌بسیار ‌مهم ‌باشد ‌و ‌بر ‏‏‌کار ‌تاثیر‎ ‎‏‌بگذارد ‌و ‌به ‌ایجاد ‌تمایزهای ‌مورد ‌نظر ‌کمک ‌کند. ‌عمق ‌بخشیدن ‌به ‌حضور‎ ‎‏‌رسانه‌ای، ‏‏‌سرویس‌دهی ‌انعطاف‌پذیر ‌و ‌کیفیت ‌بالا ‌همه ‌می‌‌توانند ‌در ‌این‎ ‎‏‌ایجاد ‌تمایز ‌نقش ‌ایفا ‌کنند.

جنگ ‌قیمت‌ها ‌در ‌بازار ‌هم ‌مقوله‌ای ‌است‎ ‎‏‌که ‌می‌‌توان ‌با ‌دادن ‌سرویس‌های ‌بهتر ‌با ‌آن ‌مقابله ‏‏‌کرد.

مشتری ‌با ‌پای ‌خودش ‌نمی‌‌آید

مشتری ‌خودش ‌با‎ ‎‏‌پای ‌خودش ‌وارد ‌محل ‌کارش ‌نمی‌‌شود. ‌شما ‌باید ‌دنبال ‌او ‌بگردید. ‌برخی ‌از‎ ‎‏‌راه‌کارها:

در ‌اینترنت ‌جست‌وجو ‌کنید 

یکی ‌از ‌راه‌های‎ ‎‏‌رسیدن ‌به ‌مشتریان ‌دستیابی ‌به ‌اطلاعات ‌تماس ‌آن‌ها ‌از ‌طریق ‌اینترنت ‌است‎ ‎‏‌که ‌می‌‌تواند ‌به ‌تدریج ‌به ‌ایجاد ‌یک ‌پایگاه ‌داده‌ها ‌از ‌ایمیل‌ها ‌و‎ ‎‏‌اطلاعات ‌تماس ‌دیگران ‌منجر ‏‏‌شود. ‌البته ‌به ‌یاد ‌داشته ‌باشید ‌ارسال ‌ایمیل‎ ‎‏‌ناخواسته ‌هم ‌تبعاتی ‌دارد.

حضور ‌نمایشگاهی 

در ‌نمایشگاه‌ها ‌حضور ‌پیدا‎ ‎‏‌کنید ‌و ‌بروشورهای ‌مربوط ‌به ‌خدمات ‌و ‌محصولات ‌خودتان ‌را ‌ارایه ‏‏‌کنید. ‏‌حضور ‌در ‌هر ‌نمایشگاهی ‌که ‌به ‌نحوی ‌از ‌انحا ‌به‌کار ‌شما ‌مربوط ‌باشد،‎ ‎‏‌موثر ‌است.

استفاده ‌از ‌تبلیغات 

تبلیغات ‌هم ‌یکی ‌دیگر‎ ‎‏‌از ‌راه‌های ‌رسیدن ‌به ‌مشتریان ‌است. ‌هر ‌چند ‌که ‌تاثیرات ‌آن ‌هم ‌تعریف ‏‏‌شده‎ ‎‏‌است ‌و ‌تا ‌حدودی ‌محدود ‌هم ‌هست ‌تبلیغات ‌ممکن ‌است ‌جلب ‌توجه ‌کند، ‌اما‎ ‎‏‌الزاما ‌به ‏‏‌افزایش ‌فروش ‌منجر ‌نمی‌‌شود. ‌ارایه ‌آگهی ‌در ‌نشریات ‌تجاری ‌و‎ ‎‏‌تخصصی ‌می‌‌تواند ‌موثرتر ‏‏‌باشد.

خرید ‌آدرس‌ها

در ‌دنیای ‌امروز ‌عده‌ای ‌هستند‎ ‎‏‌که ‌آدرس ‌می‌‌فروشند ‌و ‌عده‌ای ‌هم ‌خریدار ‌این ‌آدرس‌ها ‏‏‌هستند. ‌این ‌آدرس‌ها‎ ‎‏‌مثلا ‌در ‌آلمان ‌از ‌طریق ‌اتاق ‌بازرگانی ‌این ‌کشور ‌فروخته ‌می‌‌شود ‌و‎ ‎‏‌اطلاعاتی ‌چون ‌منطقه، ‌تعداد ‌پرسنل، ‌ارقام ‌فروش ‌و ‌...را ‌در ‌خود ‌دارد.

فروش ‌از ‌طریق ‌همه ‌کانال‌ها

دیگر ‌مثل ‌سابق‎ ‎‏‌نمی‌‌توان ‌به ‌روابط ‌فردی ‌با ‌مشتریان ‌اکتفا ‌کرد. ‌باید ‌از ‌همه ‌کانال‌ها‎ ‎‏‌اقدام ‏‏‌کرد ‌تا ‌به ‌دامنه ‌مشتریان ‌افزود.

مدیریت ‌وقت 

همیشه ‌مراقب ‌مدیریت ‌وقت ‌باشید. ‏‌نباید ‌با ‌صرف ‌وقت ‌فراوان ‌یک ‌کار ‌را ‌به ‌پیش ‌برد. ‌باید ‏‏‌هزینه‌های‎ ‎‏‌وقت‌های ‌اضافه ‌را ‌در ‌نظر ‌داشت.

مشتریان ‌دایمی 

مراقب ‌مشتریان ‌دایمی ‌باشید. ‏‌شرکت‌ها ‌می‌‌توانند ‌از ‌طریق ‌مشتریان ‌دایمی ‌خود ‌درآمد ‏‏‌فراوان ‌و ‌در ‌عین‎ ‎‏‌حال ‌درآمدی ‌همیشگی ‌داشته ‌باشند.

مشتریان ‌جدید 

در ‌مورد ‌مشتریان ‌جدید ‌همیشه‎ ‎‏‌مراقب ‌باشید ‌که ‌شما ‌باید ‌صورتحساب‌های ‌منطقی‌تری ‏‏‌نسبت ‌به ‌رقبایتان ‌ارایه‎ ‎‏‌دهید. ‌در ‌چنین ‌موارد ‌در ‌نظر ‌داشته ‌باشید ‌که ‌سود ‌درازمدت ‌داشتن‎ ‎‏‌می‌‌تواند ‌بهتر ‌از ‌سودهای ‌کوتاه ‌مدت ‌و ‌گذرا ‌باشد.

نرم‌افزارها

از ‌نرم‌افزارها ‌برای ‌محاسبات ‌و‎ ‎‏‌مدیریت ‌امورتان ‌استفاده ‌کنید. ‌این ‌کار ‌از ‌دقت ‌و ‌سرعت ‏‏‌بیشتری ‌برخوردار‎ ‎‏‌است.

چه ‌کسانی، ‌چطور ‌و ‌چرا؟

این ‌سه ‌پرسش،‎ ‎‏‌پرسش‌هایی ‌مهم ‌هستند. ‌اما ‌در ‌چه ‌زمینه‌هایی؟ 

محصول‌گرا ‌بودن: ‏‌از ‌مشاوران ‌فنی ‌برای ‌ارتقای ‌کیفی‎ ‎‏‌محصولات ‌استفاده ‌کنید.

مشتری‌گرا ‌بودن: ‏‌مشتریان‎ ‎‏‌را ‌طبقه‌بندی ‌کنید ‌تا ‌تیم ‌فروش ‌در ‌برقراری ‌ارتباط ‌به ‌مشتریان ‏‏‌دچار‎ ‎‏‌کشمکش ‌و ‌تداخل ‌وظیفه ‌نشود.

قلمرو ‌گرا ‌بودن: ‏‌این ‌موضوع ‌بیشتر ‌به ‌شرکت‌های ‌بزرگ ‌مربوط ‌می‌‌شود ‌که ‌باید ‌خط ‌ارتباط ‌با‎ ‎‏‌مشتریان ‌خودشان ‌را ‌در ‌منطقه‌هایی ‌که ‌در ‌آن‌ها ‌فعال ‌هستند، ‌حفظ‎ ‎‏‌کنند.

وظیفه‌گرا ‌بودن: ‏‌پرسنل ‌باید ‌وظایف ‌خود‎ ‎‏‌را ‌به ‌خوبی ‌بدانند ‌و ‌هر ‌کدام ‌به ‌موقع ‌خود، ‌نقش ‏‏‌خود ‌را ‌به ‌درستی‎ ‎‏‌ایفا ‌کنند.

بازاریابی ‌ارتباطات 

در ‌بحث‌های ‌مربوط ‌به‎ ‎‏‌بازاریابی ‌مقوله ‌ارتباطات ‌هم ‌جایگاه ‌بسیار ‌مهمی ‌دارد. ‌به ‌دیگر ‏‏‌سخن، ‌این‎ ‎‏‌ارتباطات ‌است ‌که ‌تصویر ‌عمومی ‌یک ‌شرکت ‌را ‌می‌‌سازد. ‌بازاریابی ‌و‎ ‎‏‌ارتباطات ‌در ‏‏‌واقع ‌دو ‌مولفه ‌هستند ‌که ‌از ‌یکدیگر ‌جدایی‌ناپذیرند. یک‎ ‎‏‌استراتژی ‌موفق ‌بازاریابی، ‌یک ‌تیم ‏‏‌قوی ‌روابط ‌عمومی ‌و ‌یک ‌بخش ‌فروش‎ ‎‏‌ورزیده ‌می‌‌توانند ‌بسیار ‌برای ‌ارتقای ‌جایگاه ‌یک ‌شرکت ‏‏‌موثر ‌باشند.

اما ‌باید ‌بدانید ‌که ‌ارتباطات، ‌تبلیغات ‌نیست. ‌ولی ‌بسیاری ‌از ‌افراد ‌این‎ ‎‏‌دو ‌را ‌با ‌یکدیگر ‌اشتباه ‏‏‌می‌‌گیرند. ‌تبلیغات ‌یکی ‌از ‌مولفه‌های ‌ارتباطات‎ ‎‏‌است ‌که ‌البته ‌مهم ‌هم ‌هست.

ارتباطات ‌به ‌همه ‌فعالیت‌هایی ‌اطلاق ‌می‌‌شود ‌که ‌یک ‌شرکت ‌را ‌معرفی‎ ‎‏‌می‌‌کند ‌که ‌می‌‌تواند ‏‏‌فرضا ‌با ‌تماس ‌گرفتن ‌یک ‌فرد ‌از ‌واحد ‌فروش ‌با ‌یک‎ ‎‏‌مشتری ‌آغاز ‌شود ‌یا ‌این‌که ‌شرکت، ‌نامه‌ای ‏‏‌را ‌برای ‌یک ‌مشتری ‌ارسال ‌کند،‎ ‎‏‌یا ‌تابلویی ‌باشد ‌که ‌بر ‌ساختمان ‌شرکت ‌نصب ‌شده ‌است. ‏‏‌نامه، ‌وب‌سایت،‎ ‎‏‌تلفن، ‌بروشور، ‌خبرنامه، ‌محصولاتی ‌که ‌خودتان ‌برای ‌معرفی ‌شرکت‌تان ‌چاپ‎ ‎‏‌کرده‌اید ‌همه ‌می‌‌توانند ‌در ‌این ‌چارچوب ‌نقش ‌داشته  باشند‏.

به ‌هر ‌حال ‌فعالیت‌های ‌ارتباطی ‌شما ‌باید ‌به ‌ایجاد ‌تصویری ‌شفاف ‌و ‌دقیق‎ ‎‏‌از ‌شرکت ‌شما ‏‏‌منجر ‌شود. ‌ایجاد ‌تصویر ‌پیوسته ‌از ‌شرکت ‌در ‌واقع ‌در ‌دنیای‎ ‎‏‌بازاریابی ‌به <طراحی ‌شرکت>  Corporate design معروف ‌شده ‌و ‌به‎ ‎‏‌اختصار ‌به ‌آن‌‏ CD می‌‌گویند. ‌برای ‌داشتن ‌چنین ‌هویتی ‏‏‌باید ‌دو ‌مقوله ‌مهم‎ ‎‏‌ارتباطی ‌را ‌در ‌نظر  ‌داشت:

تعریف ‌اهداف ‌ارتباطی 

برای ‌تعیین ‌و ‌تعریف‎ ‎‏‌اهداف ‌ارتباطی، ‌این ‌مهم ‌است ‌که ‌بدانید ‌چه ‌تصویری ‌می‌‌خواهید ‌از ‏‏‌شرکت‎ ‎‏‌به‌دست ‌دهید ‌و ‌این‌که ‌شرکت ‌می‌‌خواهد ‌در ‌کجای ‌بازار ‌قرار ‌بگیرد. ‌مثلا‎ ‎‏‌ارایه ‌یک ‏‏‌چهره ‌سنتی ‌یا ‌خانوادگی ‌از ‌یک ‌شرکت ‌بسیار ‌باید ‌با ‌آداب ‌ارایه‎ ‎‏‌چهره‌ای ‌مدرن ‌و ‌نوآورانه ‌از ‌یک ‏‏‌شرکت ‌متفاوت ‌باشد.

تعریف ‌تصویر 

برای ‌تعریف ‌تصویر ‌شرکت ‌حتما‎ ‎‏‌با ‌مشاوران ‌خبره ‌یا ‌گرافیست‌ها ‌و ‌آژانس‌های ‌تبلیغاتی ‏‏‌مشورت ‌کنید. ‏‌بخش‌هایی ‌از ‌این ‌پروژه ‌عبارتند ‌از: ‌‌لوگوی ‌شرکت، ‌رنگ ‌شرکت، ‌مواردی ‌مثل‎ ‎‏‌کارت ‌ویزیت، ‌سربرگ ‌و ‌فرم‌های ‌صورتحساب و ‌سایر ‌رهنمودهای ‌تبلیغاتی ‌(در‎ ‎‏‌قالب ‌بروشور، ‏‏‌آگهی، ‌غرفه )

 

منبع : همشهری آنلاین

 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد